آقا جان ! مولاے من ! 
مے گویند پاییز خاک سرد است
اما چگونه است که این قلب پر درد سرد نمے شود ؟
چرا غم سنگین نبودنت کم نمے شود ؟
چرا زخم هاے دلم خوب نمے شود ؟
آقا جان ... تابستان گذشت !!!
حکایت مردانے که ازعدالت حرف می زنند وسیلے می خورند،
همچنان باقی است....
وقدم نامردانی که درمعرکه فتنه،پشت به امام خود مے کنند،
درزمین کماکان پایدار است...
اما دل هاے مستمند وچشم هاے مسکین،همچنان به نورامید توزنده اندوبه وعده حقیقے خدایے که ولی اش را
خواهد فرستاد وزمین را به صاحبانش بازخواهد ستاند....
اللهم عجل لولیک الفرج
برچسب:
نویسنده: reza
تاريخ: پنجشنبه
11 مهر
1392 ساعت: 20:22