خرید بک لینک
سلام دوستان

من اولین خاطره رو بگم که بخاطرش این بخشو درست کردم

من یروز داشتم با مامانم میرفتم بعد کوچه خلوت بود یه آقایی از روی دیوار (انگار در خونشون قفل شده بود یاقفلش خراب بود) داشت از دیوار میومد پایین پرید خورد زمین یهو منو مامانمو دید خودشو تکوند که اصلا اتفاقی نیوفتاده یهو افتاد تو جیب موقع تکوندن منو مامانم ترکیده بودیم از خنده که منم پام گیر کرد تالاپ افتادم


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 16:47

صفحه بندی