عاقبت یک جایی...
یک وقتی...
به قول شازده کوچولو:
دلت اهلی یک نفر می شود...
و دلت....
برای نوازش هایش تنگ می شود...
تو می مانی و دلتنگی....
تو می مانی و قلبی که
لحظه ی دیدار تندتر می تپد...
سراسیمه می شوی...
بی دست و پا می شوی...
و محکوم می شوی به عاشق بودن...
عشقی که...
حالا شده تمام فکر و ذکرت...!

برچسب:
نویسنده: reza