فیلم مدار صفر درجه رو یادتونه
خیلی شعرای قشنگی داشت
این شعرش به دلم نشست شدید:
آه اي قلب محزون من...
ديدي چگونه سودا رنگ شعر گرفت؟؟
ديدي كه جغرافياي فاصله را
چگونه با نوازش نگاهي مي شود طي كرد و ناديده گرفت...
ديدي كه رنج هاي كهنه را
با ترنمي مي شود يكباره فراموش كرد...
ديدي كه آزادي لحظه ي ناب سرسپردن است...
ديدي كه عشق يك اتفاق نيست؟
يك قرار قبلي ست مثله يك تفاهم ازلي...
از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت...
قال خودم:عجب...
+راستی لوگوی وبلاگم خوبه؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: reza