سلام کلوچه
۵شنبه آرین و آرش --غزل و عسل با ماماناشون خونمون بودن ....
بماند که از روی ماشینت پایین نمیومدی حتی موقع عکس گرفتن ....ولی در کل مهمون نوازیت بد نبود روبعضی وسایلت حساسیت داشتی ...
تازه قبل از اومدنشون هم تموم وسایلت رو تو کمدت قایم کردی !!!!!!!!!!!!!!!!!
با دخترا هم ارتباطت بهتر بود...
در کل خوش گذشت..................
خاله آنی در فرانسه هم در حال خوش گذروندنه ....خدارو شکر همه چی روبراهه....
۴ آبانماه هم عقد دارند البته به سبک فرنگی .............
حالا چندتا عکس هم میزارم ...دوتاش مربوط به شب عیدپارسال هست....

رامتین آخرای پاییز در میدان هفت حوض


رامتین آخرای پاییز در میدان هفت حوض میخواستیم بریم برات کفش بخریم جیگرم ..............بعدش به پله برقی رسیدیم :
رامتین : مامانی بریم سوارشیم
من:نه گلم من میترسم با خاله آنی برو
رامتین : پله برقی که ترس نداره خوشگلم
من: عاشقانه بغلت کردم بوسیدمت و.......وای چه حس خوبی داشت عمرا یادم بره

این دو عکس هم مهد کودک گرفتی شب عید بود

برچسب:
نویسنده: reza