خرید بک لینک

كوچ ناهنگام، همواره مايهي هراسم بوده است. يكيدو پرنده، ممكن است به هر بهانهاي بال بگشايند و بروند، اما پرواز بيفصل و بي بهانهي هزاران پرنده از انواع مختلف، آنهم با شتابي آشكار، برايم وحشتزاست.

تغيير، اگر در بستر طبيعي خود رخ دهد، فرصتي ارزشمند است، اما اگر ناشي از نياز و تعارض و تناقضي خارج از اين بستر باشد، بحراني درپي خواهد داشت كه بهآساني برطرف نميشود.

ماهيت زيست پرندگان غيرمهاجر، هرگز برايشان نه لزومي به تغيير زيستگاه ايجاد ميكند و نه تمايلي غريزي به رفتن و كندن از آشيانه. ازآنسو، پرندگان مهاجر نيز بههيچ انگيزهاي نميتوانند ميل به كوچ را در نهاد خويش سركوب كنند. در كوچ ناهنگام، تنها يك دليل ميتواند اين دو گروه را در سرنوشتي مشترك، سهيم كند؛ تغيير سريع اكنون براي بقا در آيندهاي دور يا نزديك، آنهم به هرطريق و هر بها و هر بهانهاي.

سرزمين من، سرزمين تو، سرزمين ما، در گوشهاي از تنها زيستگاهي كه بشر در اختيار دارد، درآستانهي كوچ همزمان قبيلههايي نا همگون است كه يكباره پاديرهاي قديمي را از زيرسياهچادرهايشان كشيدهاند، گبه و گليم را پيچانده و رمه را براه انداختهاند تا به اتراقي ديگر بروند كه نه ييلاق است و نه قشلاق. گويا فقط بايد بروند و اينكه از كدام راه، بهسوي كدام مرتع و براي چه مدت، اهميتي ندارد. گويا همه به اين نتيجه رسيدهاند كه اينجا نباشيم، چه باك هرجا باشيم.

اين كوچ، داستان هميشگي مردم سرزميني است كه از پس سالها مدارا و شكيب، ناگهان به خود نهيب ميزند كه: هرچه بادا باد. هرچه پيشآيد، خوشآيد و تغيير را آنچنان بيمحابا در آغوش ميكشد كه عقبهي درداندود سالها حسرت و تحمل را از ياد ميبرد. اين، همان روش هميشگي و هولناك ايل من، ايل تو، ايل ماست.

ما جزيرهنشينان تكهاي خاك در اقيانوسي بيكران نيستيم. ما به ديگران و ديگران به ما نياز دارند. ما بحريم و در انگشتدانهاي نميگنجيم، اما هركوچ را فصل و آداب و بايدها و نبايدهاييست و پيامدهايي.

رهگذر، اكنونِ خويش را بيشتر بكاو و آينده را وسيعتر و عميقتر ببين. مبادا شادي تغيير ناگهاني، به تلخايي شكستي ديگر تبديل شود و من بمانم و تو بماني و مابمانيم و تكرار تمامي نامراديها و ايكاشهايي كه بارها و بارها تجربهشان كردهايم و درسهايشان را نياموختهايم.


برچسب: نویسنده: reza تاريخ: يکشنبه 14 مهر 1392 ساعت: 15:57

صفحه بندی